مي دونيييييييييييييييييييييييي    04.gif

 

 چند روزه فرشته مهربون صبح ها زير بالش ام كادو و پول مي ذاره به خاطر اينكه من شبها تنها تو رختخوابم مي خوابم. و ديگه مامان ام پيشم نمي خوابه تا من خوابم ببره! فرشته مهربون گفته كه برام دوچرخه مي خره

اما چون دوچرخه گرونه بايد 10 شب تنها بخوابم تا پولش رو بهم بده كه برم دوچرخه بخرم.

 

مي خوام بعد ازينكه دوچرخه رو خريد به فرشته مهربون بگم كه برام پجو  بخره (( مثل پجو هاي دايي پيمان و دايي علي)) كه مامان ام تند رانندگي كنه و  از  همه ماشين ها تو اتوبان   جلو بزنه.

 

بعد يك خونه بهمون بده كه اسانسور داشته باشه من خسته مي شم برم تا طبقه سوم.

 

يكبار هم منو ببره پيش يانگوم.

 

ديگه چيزي ازش نمي خوام!!!

 

*******************************

 

مامان جون من بايد مواظب خودم باشم كه مريض نشم   آخه مي دونييييييييييييييييييييييييييي

من اگه بخوام دوباره عمل كنم ديگه هيچ كسي برام كادو نمي اره!!  مگه نه؟؟

راستي  فقط سعيد مونده كه كادوي عمل ام را نداده     ... چرا نمي اد كادو ام را بده؟؟؟؟؟

 

*******************************

 

يكي مي پرد پايين از بالا

يكي مي پرد بالا از پايين

و

.

يكي هم  مي پرد افقي ...به موازات نگاه تو

 

يكي  مي ميرد  در خانه

يكي مي ميرد  در نهانخانه

 

و

.

يكي هم مي ميرد آرام آرام زير نگاه تو

 

 

 

 

_____________________________

 

 

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

برای ماشين پژو و خانه هم من نظرم اينه که همگی جدا بخوابيد . بعد ژولهايی که فرشته زير بالش همگی ميزاره جمع کنيد بعد از دو سه ماهی فکر کنم بتونيد خونه و پژو بخريد

حسين طاهري

اه من فکر کردم فقط فرشته ها برا سيمين به اين دليل کادو می دادند. اون يک جدول روی درب اتاقش داشت که هر روز که کار قابل تحسين می کرد يک تيک به اون اضافه می شد و پس از جمع آوری تعدادی تيک می تونست يکی از خواسته ها شو داشته باشه.

پرستوووو

حالا اين سعيد کيه که انقد حواس پرته هنوز کادوی عمل پريسايی رو نداده ؟ هوم؟ ... ... ... يه تخت پله دار هم برای جدا کردن اتاق خواب مفيد ميباشد ... حالا با پجو چيکار کنيم؟...

ج.ش.

سلااااااااااااام خوشحام که بالاخره بروز کرديد

ج.ش.

ايشالا هرچه زودتر ۱۰ روز بسر بياد و دوچرخه پريسا جون دسنتش برسه اما پريسا جون سرعت زياد خوب نيست از مامان بخواه که زياد تند نره باشه

پروانه

سلام. خوبی؟! پريسا جون چطوره؟ بهتر شده

يه روز قضنفر که پيش مامان باباش خوابيده بوده داشته يواشکی نگاه ميکرده .مامانه یهو با چشمک به بابای قضنفر ميگه: اگه قضنفر زود بخوابه فردا صبح براش يک بستنی خوشمزه ميخرم قضنفر با ادای خاص بچه ها ميگه ....نه من بستنی نميخوام . مامانه ميگه اوکی بعد رو بابای غضنفر ميگه: پس اگه غضنفر زود بخوابه صبح که بيدار بشه براش يک شکلات کاکائوئی خيلی گنده ميخرم .غضنفر باز ميگه من ... شکلات نميخوام و خلاصه ........ تا اينکه مامان باباهه که حسابی از دست نخوابيدن قضنفر شاکی شده بودند بعد از کلی وعده و وعيد بی فايده عصبانی ميشن و میپرسن پس قضنفر چه کوفتی ميخواد (ببخشيد ) که زود بگيره بخوابه ؟ يهو غضنفر ميگه(با لحن قضنفر بخونید ) : من ميخوام ببينم .

مامان پرنيان

سلام عزيزم من چه قدر ناراحت شدم وقتی عکسهای عمله خانومی رو ديدم عمل چی داشته ؟ حالا خدا رو شکر که بهتره . راستی شما روزه قرار وبلاگی شما هم بودين ؟ متاسفانه من نديدمتون .

خانوم خونه

سلام پروانه جان . مرسی که اومدی وبلاگم. اصلا فکر نمی کردم آدرسش و بلد باشی اومدی خوشحال شدم. من و نشناختی ؟ عزيزم من و تو همديگه رو ديديم. توی قرار وبلاگی رستوران بوف جام جم ولی نه تو پارک حالا من و شناختی

سمیه مامان ایلیا

پريسای دوست داشتنی خيلی شيرين زبونه . پس اتاق خوابش و جدا کردين. چه راه جالبی برای اين کار پيش گرفتين. تجربه خوبی بود که برای ايليا به کار ببرم. البته من حالا حالاها تصميم ندارم از خودم جداش کنم. بيشتر واسه خودم که دوست دارم وقتی می خوابم ايليا يه ورم باشه و صدای نفساش و بشنوم.