ثانيه های دل گرفته:

 

وقتای دلتنگی......اون زمانی که حس می کرد دیگه کار از داد زدن هم گذشته....می رفت

 سه تار خاک گرفته اشو می اورد و شروع می کرد...

.....

 

می زد و می زد و می زد تا  نوک انگشتاش قرمز می شد.......به درد می افتاد.....یاد اون شب ها و روز هایی می افتاد که فقط به عشق اون ساز می زد...........

 

.حالا هم فقط به یادش می زد.......

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

صداش خیلی قشنگ نبود ولی قابل تحمل بود..... نمی دونست چه اهنگی بخونه....

.فعلا خوندن براش مهم بود......

 

 اگه یک روز بری سفر......بری یک روز تو بی خبر..............خوند و خوند و خوند

 

 از هر چیزی که بلد بود.......از هر دردی که سرش رو باز کرده بود.......

از هر عشقی که ناکام مونده بود.......

 

از هر یادی که به فراموشی سپرده شده بود...........اینقر خوند تا دیگه نه حنجره اش یاری

 

 کردش نه دستاش.............ساز رو پرت کرد یک گوشه.....زیر لب غر غری کرد........

 

.تو هم دیگه دلت با ما نیست...تو هم دیگه اون بغض منو باز نمی کنی......

 

از جاش بلند شد.از جیب لباسش سیگارشو  در اورد.....

 

.اتیشش زد و گذاشت کنار جاسیگاری... 1 سالی می شد که دیگه لب به سیگارش نزده بود..

 

..هر وقت که  دلش  برای سیگارش تنگ می شد اینکارو می کرد........

 

.روشنش می کرد می ذاشت کنار جاسیگاری.....

 

.و تو دلش می گفت.........فقط به خاطر تو نمی کشم.......

 

.تو.. لعنتی........

.تو.. عوضی....

.تو آشغال..

 

.بعد عکسشو می اورد..... زل می زد تو اون چشماش و اینقدر نگاهش می کرد که کم کم خوابش ببره.........تو دلش امیدوار بود امشب هم بیاد به خوابش......

 

.وقتی که اون عکسو می ذاشت رو قلبش دیگه همه چی تموم بود..........

 

.چند لحظه بعد..

 

                               ..به خواب رفته بود.

 

**************************************************************************************

 

مامانی سلام.......آپدیتتو خوندم!! زدی تو کار داستان نوشتن؟؟18.gif

 

من که نمی دونم کی بهت گفته که می تونی

 

بنویسی!! ولی پیشنهاد می کنم  که زیاد به خودت زحمت ندی چون داستان نویس خوبی نمی شی!!!!26.gif!!

 

چیه؟/ ناراحت شدی؟ از قدیم گفتن حرف راست رو از بچه باید شنید!!30.gif

 

 

مامان!!!! از کی تا حالا سه تار رو با نوک انگشت می زنن؟؟؟06.gif  تا اون جایی که من یادمه

 

 بابا رضا یا با ناخن هاش می زنه یا با زخمه..

 

می شه بگی شخصیت اون داستانت  چطوری اینکارو می کرده؟؟06.gif

 

بعدشم... دارم تصور می کنم که  این شعر اگه بری یک روز سفر رو چطوری با سه تار می زده؟ معمولا همه

 

با گیتار می زنند!!!!! تازه شم چرا دست بردی تو شعر اون بنده خدا؟؟؟20.gif

 

یک سوال دیگه: درد مگه سر و ته داره که سرشو باز کنه؟؟ درد رو از هر طرف که ببینی درده!!!15.gif

 

یک سوال دیگه: یاد ها مگه به فراموشی می تونن سپرده بشن؟؟31.gif

 

مامان جونم......سیگار رو بدون پک زدن چطوری روشن می کنن؟؟ ااین نکته انحرافی داستانت بوده؟؟!!

 

خب دیگه فکر کنم اگه بیای ببینی اینارو برات نوشتم امروز از در در و به به و ... خبری نیست.........17.gif

 

راستی دایی سعید12.gif تو چطور نویسنده ای هستی 22.gifکه مامانی رو با این همه اشکال

 

 تشویق به نوشتن می کنی!

 

اگه این سری کتاب هات از زیر چاپ در بیاد خودم می دونم چه بلایی سرت بیارم!!!!!!16.gif

 

فرارررررررررررررر

 

/ 91 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehrdad

ناز بانو ..خنده هاش ..لب دريا ..همراه موج ..موج سواری ...منو کجا بردی ناز بانو ...خيلی به اين عکست نگاه ميکنم . مثل هميشه قشنگه . يه سر بيا پيش عمو جون ..ببين چه اراجيفی نوشتم ايندفه ..مخلصت عمو مهرداد ...///

MOHAMMAD

در دل شب دعای من/* گريه بی صدای من/* بانگ خدا خدای من/ ** به خاطر تو بودو بس**/ *پاکی لحظه های من/* گريه پابه پای من/* ريزش اشکهای من/** به خاطر تو بود و بس**/* اين همه بی پناهيم/* اين همه سر براهي ام /* اين همه بی گناهی ام/** به خاطر تو بود و بس **/غصه به جان خريدنم/* از همه کس بريدنم/* زخم زبان شنيدنم/**به خاطر تو بود و بس**/* رو به خدا نشستنم/* نذرو دخيل بستنم/* اشک من و نياز من/**به خاطر تو بود و بس**/ *** به یادتم*****

دايي جان

سلام... نازنين.. ميگن از دل برود هر انکه از ديده رود.... حالا شده جريان ما... بماند.....

دايي جان

نداند رسم ياری . بی وفا ياری که من دارم... به ازار دلم کوشد.. دل ازاری که من دارم... و گر دل را به صد خواری. رهانم از گرفتاری... دل ازاری دگر جويد. دل ازاری که من دارم.....به خاک من نيفتد سايه سرو بلند او... ببين کوتاهی بخت نگون ساری که من دارم....

مامان و بابا و دخترشون

سلام ممنون ..با اينکه لينک ما رو برداشتی ولی با سختی هم که شده پيش ما می آيی جبرانش می کنيم ..خبرش رو هم بهتون ميديم ..

mehrdad

يه روزی واسه هميشه ميام پيشت ... تا در سايه مهر مادرانه ات .. در سایه اونهمه مهربونی ات بهترين خوشبختی رو داشته باشم .. ديگه خسته شدم از اين زندون تنگ .../// بر دوش خسته کشيدم ترانه هايم را . و عاشقانه گذر کردم . تا با دهان کوچک تو بخوانم اواز سر زمين صبورم را . در چشن زاد روز کودک اينده ./ بر دوش خسته کشيدم ترانه هايم را و عاشقانه گذر کردم (جنتی عطایی )...///

از طرف شایا

همیشه سلام....///// اگر از وبلاگ دوست عزیز و هنرمند جناب اقای شایا تجلی – که ما با کسب اجازه از ایشان این وبلاگ را فعال نموده ایم - دیدن نماید بسیار خوشحال می شویم//// رو به دریا پنجره ها را بگشایید

از طرف شایا

همیشه سلام ... // ترانه تقدیمی آقای شایا تجلی به شما همراهان عزیز که از طرف خود ایشان انتخاب شده است.// نمى‏دونست چيزى از عشْقْ // تيكه ابرِ عشْقْ نديده// به كسى كه عاشقش كرْدْ// مخملِ دستاشو مى‏ده// با خيالى عاشقونه// زندگى از سَرْ مى‏گيره// مى‏پره از روى ابرا// تا ستاره پَر مى‏گيره// اما اونى كه دوسش داشت// يه روزى مى‏ذاره ميره// آسمون دلش مى‏سوزه// ابرا رو گريه مى‏گيره// منم اون اَبرِ گرفته // مى‏خونم با دلِ پُرخون// توى تنهايى و غربت // از غمَم مى‏باره بارون// بارون امشب منو فهميد// با غمِ من آشنا شد// قطره قطره، واژه واژه// با دلِ من همصدا شد// ترانه ی باران از کتاب فقط خدا می دونه – ص/48 شایا تجلی خواننده (dj مریم (محشر)) آهنگ ساز و تنظیم کننده: امیر قدیانی

از طرف شایا

همیشه سلام...// کنار مممممممممممن نشستیُ // گفتی دلت منوووووووووووووووووووووووو می خواد // بازم از این حرررررررررررررررررررفا بزن // داره اززززززززززززززززززززززززززت خوشم میاد// (از شایا تجلی – ترانه سرا)