5_ماشین آشغالی و یک عاشقانه آرام


۱:
مامان پژو بخریم؟

باز شروع کردی ها......چند بار بگم اسمتو فرشته مهربون نوشته. هر وقت نوبتت شد
ماشینمونو عوض می کنیم.

باشه فقط یادت باشه ماکسیما می خوام !

حالا نمی شه به ریو رضایت بدی؟

نه .می خوام ماشین امون بزرگ باشه.

خب یکباره بگو کامیون بخرم برات خوبه؟

اره مامان خیلی خوبه کامیون بخریم؟؟

برو بابا ..دیونه ام کردی پریسا

ببین مامان از این ماشین هایی که  آشغال می برند هم خوبه بخریم ها!! بزرگ هم هست!

بخریم؟؟؟؟؟؟؟؟

پریسسسسسسسسسسسسسسسسسسسااااااااا

 


**********************************

۲:
اعتماد به نفس پژو آردی سوار شدن رو نداری خب سوار نشو!!!!

34no4rl.jpg

***************************************************

۳:
یک عاشقانه آرام را دوباره شروع  به خواندن کرده ام.  چند ماهی بود افتاده بود پشت تختخواب!!!و بیرون اوردن آن مستلزم یک عدد خانه تکانی بود که به سلامتی  پشت سر گذاشتیم. 

<<<هرگز چیزی به اندازه عادت نفرت انگیز نبوده است.هر روز صبح برخواستن سر ساعت سر دقیقه.چای به عادت.اداره.  امضا. اتوبوس. خرید.مشتری شدن نوعی معتاد شدناست. فقط از یک میوه فروشی خرید نکن.لااقل سلام های تازه ضدعادت.بچه ها را با مهربانی بیدار کن. اگر دیر بر می خیزند به خشم نیا زندگی را با چیزهای بسیار ساده باید پر کرد.حرفی نو بزن.کتاب بخوان فیلم ببین.بانو ! شام و بدان که دیگر به چیزی همچون حاضری ظهر قناعت نمی کنیم. _باز با فشار نگاهت بیدارم کردی؟صدای نم نم بارانصدای باد

و باد ابرهارا با خود خواهد برد...>>>

  کتاب را می بندم و به رفتار اینروزهای خودم نگاهی می اندازم: 

با عادت نشدن موافقم..

هر روز ساعت زنگ صبحگاهی را یک عدد تنظیم نمی کنم:

7:40

7:45

8:00

7:30

مسیر اداره  رفتن را یکنواخت انتخاب نمی کنم: 

مترو نواب_ جمهوری_اداره

مترو حسن آباد_جمهوری_اداره

مترو بهارستان_جمهوری_اداره

مترو سعدی_جمهوری_اداره! 

خرید از میوه فروشی های متعدد!! 

  اما بچه را با مهربانی بیدار نمی کنم...دروغ چرا!!

جیغغغغغغغغغغغ بنفش صبحگاهی!!..

..این را باید تصحیح کنم حتما!!

 فیلم ببین:از عید تا به حال روزی یک عدد فیلم دیده ام..

شاید  اپدیتی نگاریدم در همین باب!

بانو.......چقدر ازین کلمه خوشم می اد. کاش رضا عادت می کرد من را بانو صدا می زد!!

 اماااااااااا صدای نم نم باران.......................و ...........و....و.09.gif

/ 12 نظر / 46 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

مردم چه ساعت و مسیر حرکتشون رو هم رو اینترنت می زارند[چشمک]

ندا مامان ستایش

جگرتو برم من که ماشین آشغالی دوست داری واقعا این بچه ها چه عالمی دارن برای خودشون برادر زاده من میگه دوست دارم سوپور بشم تا سوار این ماشینها بشم و آشغال جمع کنم [زبان][زبان][زبان] وای خدابه دور[شیطان][شیطان]

حسين طاهري

یک لیموزین بخرین هم گنده است هم با کلاس هم رمانتیک وژ هم تو تم تغییراتتون

نسیم

سلام بانو بابا زودتر شوهرش بده خودت رو راحت کن [نیشخند] داره دیر میشه ها بعد یه روز مجبوری به جای زانتیا خمره ترشی بخری از ما گفتن بعد نگی نگفتی [چشمک] خوشبخت بشه انشا الله [گل]

فیروزه

سلام ... خوبی؟ ... میگما! مگه پریسا جاش توی ماشین تنگه که دلش ماشین بزرگ میخواد؟! ... اینجوری که پریسا در همه امور پیشرفت داره فکر کنم که 4 سال دیگه گواهینامه بگیره! اون وقت فکر نمی کنی رانندگی با ماشین بزرگ براش سخت باشه؟! ... ماشین خریدن هم معضلی شده ها [زبان][نیشخند][ماچ][قلب]

مامان نازنین

جدی چرا همه بچه ها ماشین آشغالی رو دوست دارند . [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

حبیبی

برای پریسا: سلام دخترم کوتاه نیا ببین یک ماشینی هست به نام اف هاش 12 من حاضرم نصف پولشو بدم با هم شریکی بخریم 18 تا چرخ داره اونوقت دو نفری سرمونو می تراشیم عینک دودی می زنیم و چکمه چرم می پوشیم بار ترانزیت می زنیم اروپا هر موقع هم هوس کردیم باهاش آشغال بار می زنیم قرمز رژش هم از همه خوشرنگ تره ولی باز هرچی تو بگی

در امتداد شب

سلامممممممممممممممممممم[لبخند] خوبی عزیز من آپیدمممممممممممممممممممممم بدووووووووووووووووووووووووووووووووووو[نیشخند] منتظرتممممممممم[چشمک] [گل][گل]

حبیبی

ممنون از نظر لطفت بعضی ها چه کارهایی به فکرشون می رسه که بکنند و چرا کارهای بهتری به فکرشون نمی رسه ؟ این ماشین شریکی ما چی شد؟[قهر]