اس ام اس تکراری زیر را واسه یکی از برو بچ  می فرسنم:

هموطن گرامی:آیا میدانید لذت بوسه در تاریکی دوبرابر روشنایی است؟(وزارت نیرو)

 

جوابی می دهدو من در جوابش می نویسم:

کسی نیست .از بالش استفاده کنم؟؟

می گوید:

چرا بالش؟چیزی گرمتر و با محبت تر ازدستات نیست.کسی که دستای ما زنها را نمی بوسد!!

خودمان می بوسیم!!

میلاد اصغرزاده:

در نمکزار داغ بوسه هایت
اسب های خونین قلبم
چهار نعل می دوند
با این شتاب اما
هرگز به صبح نمی رسند
/ 6 نظر / 12 بازدید
meghzip

آسمان آمد وُ انگار آهسته زيرِ گوش ِستاره چيزى گفت انگار. ستاره آمد وُ انگار به كوچه ى كهنسال چيزى گفت انگار. چيزى، رازى، حرفى سخنى شايد: حالا كوچه... پير درخت، پير خانه، پير و من پير اگر مُرده اى بيا و مرا بِبَر، و اگر زنده اى هنوز، لااقل خطى، خبرى ردى، رويايى چيزى، خوابى، خيالى... بى انصاف!

مزدای شیطون بلا

متني رو كه ساروي كيجا نوشته بود خوندم و از ادبيات زيباي آن لذت بردم. گويي اين دختر ساروي از زبان همه ما نوشته بود و اي كاش يكي از اين همه نادادن تصميم گيرنده در اين مملكت هم اين مطلب را مي خواند تا ببينند با اين مردم چه كرده اند. اون وقت خاله شما از آرزوي باباي ما براي داشتن 5 ميليارد تومان تعجب مي كني؟؟؟؟

میلاد اصغرزاده

من به مادرم میگم شاعر معروفی هستم ها ولی اون میگه الکی به اسم خودت میفرستی اینور و اونور و بعد منو میکشونی پای کامپیوتر و میگی که شعرهام را تو این سایت نوشتن! البته مطمئنا این از لطف شماست که قابل دونستید پاینده باشید