فشن موسیخ سیخی

۵ شنبه شب عروسی دعوت بودیم و داشتیم کم کم آماده میشدیم که خبر دادند فامیلای مادر رضا فوت کرده.. البته عمر خودشو کرده بوده اما بهرحال ....

از بین ۴ تا داداشا، ما و جاری بزرگه قرار شد بریم ختم و اون دو تا جاری دیگه برن عروسی!!!

حالا ختم کجا بود؟؟؟ نزدیکای اصفهان!!!

این بود که ۵ شنبه ما به ختم رفتن و اصفهان رفتن گذشت!

جمعه هم باز ختم دعوت داشتیم..............کجا؟؟؟.........رشت!!!

این بود که صبح جمعه دوباره شال و کلاه کردیم سمت رشت.

توی مسافرت وقت بیشتری بود که با پریسا صحبت کنیم.

نمونه ای از یک مکالمه:

مامان جون من می تونم با پارسا ازدواج کنم؟؟((پارسا=پسرعموی پریسا)

من: نه عزیزم. اولا چون فامیله من اجازه نمیدم. بعدش هم بخاطر اینکه  پارسا خیلی احساسی نیست  و..

پس من با کی ازدواج کنم... اصلا از کجا ادم شوهر پیدا می کنه.. تو خودت چجوری با بابا آشنا شدی؟

من: دایی ات و بابات یک دوست مشترک داشتند اون دوست مشترک منو به بابات معرفی کرد

مامانی من دوست دارم شوهرمو از تو خیابون پیدا کنم!

من:آخوقت تمام

از اینهایی که موهاشون این مدلیه: با دست سیخ سیخی  فشنی نشون میده!!

بعد بیاد بهم بگه»: میشه با هم ازدواج کنیم!!

من: پریسا جون .معمولا  این طور اشنایی ها به ازدواج نمیرسه.  یادت باشه این نوع

آشنایی ها زود تموم میشه..

پریسا سری تکون میده و بحث تموم میشه!!

/ 18 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

ایضآ ما هم [قهقهه] امروز بانک برق نداشت!!!!!!!!

حسین طاهری

اونم حرف من و شما رو گوش کرد تموم !!! من اجازه نمی دم برا نسل جدید کشکه! ضمن اینکه عجب مادرزنی هستی شما [تعجب]

فیروزه

الهیییییییییییی

juddy

دم پریسا گرممممممممم

پسر نسیم خانم

سلام این مسئله توی این سن طبیعی هست . یادمه توی مهد همیشه دوست داشتم با یکی از همکلاسیهام به نام زهرا عروسی کنم . یک بار بهش گفتم زهرا تو با من عروسی می کنی خندید گفت اگر من زن تو بشوم ناهار چی بخوریم من که بلد نیستم غذا درست کنم . گفتم عیب نداره همش ساندویچ می خوریم [خنده]. خلاصه عالمی داشتیم من و زهرا . الان هم خیلی دلم می خواهد بدانم کجاست و چیکار می کند به قول مامان یا ازدواج کرده یا مثل خودم پشت کنکور منتظر نشسته . ولی حالا چرا پریسا خیابان را انتخاب کرده ؟ ضمنا انتخابتان برای رفتن به ختم ااختیاری بود یا اجباری . حیف که برای عروسی آماده شوید بعد مجبور شوید به مراسم ختم بروید شب بخیر

من گذشته من

سلام درمورد رفتن به ختم که خیلی هم بد نیست فقها گفتن بیشتر ختم برید تا عروسی درمورد خانم خانمها هم بچه یک چیزی گفت خودتو ناراحت نکن بزرگ میشه یک شوهر خوب براش میگیری