مامان این سه روز چرا نمی ری سر کار خودت؟سوال

می رم اما یکجای دیگه می رم

کجا می ری؟

بیمارستان

اونجا چکار می کنی؟

کارگاه اموزشی داریم مامان جون..یعنی اینکه به دوستام آموزش می دم..

چی آموزش می دی؟

یاد می دم چطوری برای یک بچه مریض برنامه غذایی  بنویسند.

برنامه غذایی یعنی چی مامان؟

یادته این بچه نمی تونستند غذاهایی بخورند که ما می خوریم مثل گوشت مرغ ماهی بستنی..

یادته یکی از شیر های اینهارو اوردم تو بو کردی گفتی چه بوی بدی داره؟؟...خوب باید  مامانای این بچه مریض ها بدونند که چقدر شیر به بچه اشون بدن.

یعنی مامان تو معلمی؟

می شه اینطور گفت

می خندد و  زیر لب می گوید:  مامانم تو بیمارستان معلمه...لبخند

 

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

یکی از موهبت های خداوند  به من همیشه این بوده زمانهایی که یک  کم زیاد از حد غر می زنم

یک چیزایی را بهم نشون می ده که ....

3 روز  صبح تا ظهر در محیط 3 بیمارستان تخصصی کودکان بودن باعث می شه که پی ببری

چقدر خوشبختی که:

بچه ات سالمه و دغدغه خرید قرص و دارو را نداری...دغدغه و استرس عملشو نداری...

اینجاست که به داشته هات فکر می کنی و  با تمام وجود می گی:

خدا ممنونتم.خواب

 

******************************************

سوتی بنزینی:

رفتم پمپ بنزین..با اعتماد به نفس پیاده می شم.دفعه اوله که می خوام خودم بنزین بزنم

و منت این متصدیات مربوطه را نکشم!مشغول تلفن

از کیف ام کارت را در می اورم.

هر چی می گردم فلش مربوطه را پیدا نمی کنم موندم از کجا این کارت را وارد دستگاه کنم

ناچار نزدیک متصدی می رم و می گم:«

از هر طرفی این کارت را وارد دستگاه کنم ایرادی نداره؟؟؟سوال

نگاه عاقل اندر سفیه به من می اندازد و می گوید:

خانم اخه این کارت سوخته مگه؟؟

برق ۳۰۰ ولت از سلول های مغزی ام عبور می کند به کارت نگاه می کنم!

کارت مترو دستمه!!!بازنده

اما خیطی بد دردیهه...تا لحظه اخر مجبور شدم لبخند های تمسخر آمیز متصدی را  تحمل کنم !! اما تا اخر شب سوژه داشتیم برای خندیدن!!

چیه ؟؟.....نکنه تو هم داری می خندی؟؟سبز

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

 

چون بنزین به حجم درج شده در پمپ بفروش میرسد و سرعت تبخیر بالایی هم دارد، توصیه های خوب زیر میتواند برای حفظ ارزش پول شما مفید باشد:

1- فقط صبح زود که حرارت زمین هنوز در پایین‌ترین حدّ قرار دارد بنزین بزنید. به خاطر داشته باشید که در تمام پمپ‌بنزین‌ها مخزن سوخت در زیر زمین قرار دارد. هرچه زمین سردتر باشد، بنزین غلیظ‌تر و متراکم‌تر است. وقتی هوا گرم می‌شود، بنزین منبسط می‌گردد. بنابراین، خرید بنزین در بعد از ظهر و حتّی شب که هنوز هوا کاملاً سرد نشده و بر بنزین اثر نگذاشته، سبب می‌شود که یک لیتر شما واقعاً یک لیتر نباشد.
2- وقتی مشغول بنزین زدن هستید، دستگیره را تا آخر فشار ندهید. اگر نگاه کنید می‎بینید دارای سه درجه است: کُند، متوسّط و تند. در حالت کُند میزان تبخیر را که در اثر پمپ شدن بنزین حاصل می‌شود به حدّاقلّ می‌رسانید. همهء شیلنگ‌ها دارای محلّ بازگشت بخار هستند. اگر سریع بنزین بزنید، مایع دیگری که وارد مخزن بنزین شما شده بخار می‌شود. این بخار مکیده شده وارد مخزن زیرزمینی می‌شود به طوری که وقتی شما بنزین می‌زنید، در واقع به آن میزان که دستگاه نشان می‌‎دهد بنزین نزده‌اید.
3- یکی از مهم‌ترین نکات برای بنزین زدن این است که وقتی باک اتومبیل نصفه است بنزین بزنید. دلیل آن این است که، هرچه بنزین بیشتری داخل باک باشد، هوای کمتری فضای خالی آن را اشغال می‎کند. بنزین به مراتب سریع‌تر از آنچه که تصوّر می‎کنید تبخیر می‌شود.
4- اگر تانکر بنزین در حال تخلیه به مخزن بنزین باشد و شما هم در جایگاه سوخت باشید، در آن موقع بنزین‌ نزنید. به احتمال زیاد بنزینی که تخلیه می‌شود سبب می‌گردد که بنزین داخل مخزن به هم بخورد و آنچه از آشغال و آلودگی که معمولاً ته‌نشین می‌شود، بالا بیاید و قسمتی از آن نصیب اتومبیل شما شود

/ 24 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حبیبی

1-پریسا جان همکاران مامانتان به من می گویند به جای بستنی کرفس بخور تا می توانی معلم ها را اذیت کن[قهقهه] 2-واقعا کار کردن در بخش کودکان سخت است اولین باری که دنبال همسرم به مرکز طبی کودکان رفتم داشت یک بچه را احیا می کرد که موفق نشد و با دیدن آن صحنه یک بزرگسال به بیماران اورژانس بیمارستان اضافه شد من 3-مگر نمی دانستی با کارت مترو هم می شود بنزین زد منتهی به مترو 4-اطلاعات شما مفید است ولی عملی نیست مثلا اگر به جای دور تند از دور کند برای زدن بنزین استفاده کنم ممکن است چند تا حرف بد از مسافر کش های توی صف یاد بگیرم

پریسا

آخ مردم از بس که خندیدم [قهقهه] راست میگی منم به پریسا زیاد غر می زنم .اما وقتی بچه هایی رو میبینم که چقدر اذیت میکنند خیلی از کارم خجالت میکشم[خجالت]

شیرین

سلام خدا رو شکر می کنم واسه تمام موهبتهاش... خوبی خانمی؟ پریسای گلمون خوبه؟ می بوسمش... دیگه الان کار مامانا غر زدن شده...کاری هم از دستشون بر نمیاد فشار زندگی زیاد شده... واقعا من هم از خودم خجالت می کشم...ولی با این بچه های امروزه کنار اومدن خیلی سخت شده بیشتر از سنشون می فهمن...[لبخند][گل][ماچ]

ستایش

سلام پریسا جون... من اپم دوست داشتی بیا خوشحالم کن... ولی خودمونیما مامانت کار سختی داره...خدا کمکش کنه...[ماچ][ماچ][لبخند][گل]

من و دخترم

سلام وبلاگ جالبی دارین دخترتون هم خیلی ماشالا بامزس من تازه شروع کردم مینویسم خوشحال میشم بهم سر بزنید آخه خیلی تنهام واسه دخترم مینویسم

ساروی ریکا ...///

ناز بانو چطوره خوبی عمو جون ؟ سلام دختر عمو حواست کجاست بابا اینقدر تو فکر نرو ..تا اشتباهی بجای کارت بنزین ...بابا ببخشید دارم نصیحت میکنم خودمم گاهی قاط میزنم و از این اشتباهات دارم . ولی بگو ببینم ناز بانو جون وضع بنزین الان در ایران چه جوریه ؟ میشه راحت تهیه کرد یا نه ؟

گنجی

سلام: بـا تـو ایـن دل بـاز مـسـتی می کـند روز و شـب بـاده پـرسـتـی می کـند نــغـمـه می خـوانــد ز پـیمان وصـال شــکـوه از آنـچه گسستی می کند فــــکــــر تــــو آرام جــانــم را ربــود گرچه دل خود پیش دستی می کند شـعـله ور بـیـنـی اگر بر آتش است خـود فـدای آنـچـه هـسـتی می کند هر چه شد قسمت فراموشش مکن ایـن دلی کـو بـا تـو مـستی می کند والسلام:[گل]