من پريسا ۵ سال دارم

f258hg.jpg

   

آورده اند که تا  4 ماه و خورده ای به غیر از پدر و مادر دخترک

 کسی از وجود او خبر نداشتندندی..... 13.gif

در اخرین ساعات یک  روز سرد زمستانی << 8 بهمن 1381 >> ..

هنگامی که نم نم  بارش برف آغاز گردیده بود.دخترکی به دنیا آمد

 که تا 6 روز بدون نام بودی.36.gif

در روز 6 ام زندگی اش بلاخره به قید قرعه از بین دو نام  پریسا و پرستو ...پریسا ....انتخاب گردیدندی واینگونه بود که زندگی آغاز شدندی.

تا 7 ماه هر شب زودتر از ساعت 3 بامداد نمی خوابیدندی و

 متخصص در زدن جیغ های بنفش بودندی!!.35.gif

بلاخره با تدبیر زدن یک فقره ننو* در  اتاق پذیرایی خانه از

 شدت جیغ ها و قلت خواب ایشان کاسته شدندی.

خیلی زود به حرف افتادندی. و در یک سال و نیمی از مادرش

 خواستندی که اورا به دستشویی ببرندی.19.gif

اما مادر تنبل او را تشویق به  ..کردن در پوشک کردندی و لذا 

 بستن پوشک ایشان تا  2 سال و نیمه  گی ادامه داشتندی!!

با  بلاخره ورود ایشان به مهدکودک 11.gif..  از پوشک  گرفته شدندندی ..

در همین سن 3 سوره قران را از حفظ خواندنی..توحید ناس و کوثر!.06.gif

و در سن 3 سالگی اولین اجرای تاترخود را در نقش50.gif

گنجشکک اشی مشی اجرا کردندی.

در سن 3 سال و 8 ماه وارد کلاس اموزش ارف شدندی و بعد از حدود 5 ماه با تشخیص استاد وارد آموزش سنتور شدندی.

از جمله دیگر استعداد های ایشان.. اجرای حرکات موزون می باشندندی که در نهایت منجر به  ثبت نام ایشان در کلاس  آموزش حرکات موزون((عربی همراه با باله)) شدندی.49.gif

 از جمله دیگر استعداد های ایشان علاقه بسیارش به امر نقاشی می باشندی که به تازگی   توسط استاد نقاشی خانم فریبا .ن..در حال شکوفایی می باشندندی.

قابل توجه اینکه در این میان فرشته مهربان نقش بسیار عظیمی در اموزش و تربیت و تشویق و تنبیه ایشان بعهده داشته و دارندی.08.gif

                                          

 * ننو نام یک وسیله  قدیمی است که که برای خواباندن کودکان استفاده می شده است/

پارچه ای مستطیل شکل که در دو طرف به دو تکه چوب متصل شده و با طناب به

دو دیوار متصل می گردد. نوسان این ننو تا ۴ متر نیز در بعضی مواقع امکان پذیر می باشد.

 

/ 60 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساروی ريکا...///

ما هم خيلی خيلی ناز بانو را دوست داشتندی و برايش روزهای آفتابی و شبهای پر ستاره و و مهتابی آرزو کردندی . ما تا اين نوشته هايت رو خواندندی کمالات در من اثر کردندي .آسمانی و خوشگل باقی بمانی عزيز عمو ...///

شکيبا

سلام دير رسيدم. ولی دليل نمی شه که تبريک نگم . عزیزم آرزوی خوشبختی و سلامتی و شادامانی برات دارم .

نادو

اگرچه دير شدندی٬ با اين همه با عرض کلی... مبارک باشدندی و به قول شاعر: من از يادت نمی کاهم...

پروين

تولدت مبارک گلم . خيلی خوشگل شدی . اين گل‌های زيبا تقديم به تو :

هکتور

درود من هنوز زنده ام.نفس ميکشم و مينويسم در بلاگی جديد!!! تولدت مبارک!!! بالاخره موفق به ديدار کودکی که سر خوشبختيش جدال داشتيم شدم!!! پريسا خانوم زيباست!!!از دور بوسه بر دستان کوچکش مي نهم!!! به محفلم غمناکم سري بزن!!! راستی تو مرا ياد مادری می اندازی که در ۹ سالگی از دست دادمش!!! بدرود

احمدی

پری کوچک دريائی ، با آن لباس زيبای آبی ! تولدت مبارک عزيزم. اميدوارم که مامان پروانه را زياد اذيت نکردندی و يک خانمی واقعی شدندی که خودت و همه به تو افتخار کردندی. منهم تو ومامان را بسيار دوست داشتندی ولی مامان جان کم لطف بودندی و بمن جز کمی سر نزدندی ! فکر ميکنم کمی کلاس گذاشتندی البته خاله خودش اند کلاس بودندی! برایت کلی چیز نوشته بودمدی که کاغذش را گم کردندی ( حواس نیست که خاله جان!) دوباره از همین راه دور تو را بوسیدندی و به مامان دست مریزاد گفتندی و برای پری کوچکم زیباترین و رویائی ترین خوابها را دربیداری در کنار پروانه مهربان و پر اشتیاق خوشبختی آرزو کردندی!

مرجان

سلام و مرسی از اينکه آدرس و شماره دکتر رو برام گذاشتی. حتماٌ تماس می گيرم. اين پريسا خانم ماه رو هم از طرف من و شهراد ببوسين. در ضمن بهتره ما ۲۹ بهمن و جشن اسفندگان خودمون رو جشن بگيرم. نه ولنتاين رو