2q37mfp.jpg

 تعویض مهد کودک42.gif من عمده ترین دلمشغولی مامان پروانه درین روز ها بوده است که تا به حال

به خیر و خوشی  گذشته است.08.gif

قضیه این بود که بعد از حضور مامان و بابا در مراسم جشن پایان سال 85 به این نکته  رسیدند که

کیفیت آموزشی مهد پایین امده و باید مهد من عوض شود. طی 15 روز تعطیلات عید

مغز بنده را شستشو دادند و  موافقت من را  جلب کردند.البته  مامان و بابا قول دادند کلاس سنتور منو

که توی مهد قبلی ام برگزار می شه را همچنان ادامه بدهند.

مهد جدیدم برخلاف مهد قبلی بسیاربا نظم است  از در شمالی تحویل می گیرند و از در شرقی  بچه هارا تحویل می دهند. بعد از ناهار هم اصلا حرفی از خوابیدن نمی زنند.25.gif

 اولین روزی که از مهد اومدم جایزه گرفتم لاک و خمیر بازی و ماژیک پفی ((  دقیقا همون چیزایی که من عاشقشونم)) نمی دونم این خاله نیلوفر از کجا فهمیده بود من عاشق این چیزام!!!!!34.gif

*******************

40peavp.jpg

 امان از تنبلی:

دقیقا از روز 14 فروردین 20.gif   پلیس در ابتدای پل یوسف اباد مشغول جریمه کردن ماشین هایی است که وارد محدوده زوج و فرد می شوند.

یادتونه با چه شور و نشاطی اپدیت کردم که درین قسمت پلیس راهنمایی نیست!!!26.gif

البته زیاد هم مشکلی پیش نمی اد چون دقیقا ماشین را زیر تابلوی توقف مطلقا ممنوع29.gif پارک می کنم

((زیر پل))

و بعد  با عبور از پل عابر کردستان  و طی 4 ایستگاه اتوبوس به محل کارم می رسم.

بابا رضا می گه: یکروز می ای می بینی ماشین نیست  و بردند پارکینگ.

 اونوقت من می دونم و تو!!19.gif

 موقع برگشت روی پل عابر که هستم با دیدن ماشین یک نفس راحتی می کشم و بعد از اطمینان  از نبود برگ جریمه تو دلم می گم: امروز هم گذشت!!40.gif

 پ ن:  ماشین ما سومین ماشین از سمت راسته!!

****************

بعد ازین اگه یادم بمونه جالبترین اس ام اسی که در طول هفته گذشته برایم رسیده را خواهم نوشت:

 جناب اقای ریس جمهور محترم ایران بعد از اتمام 4 ساله دوره ریاست جمهوری :

ما که کارمون تموم شد کسی دیگه کاری نداره؟

ـــــــــــــــــــــــــ

2 هفته اقامت رایگان  در بهترین هتل ایران....خرید رایگان از هاکوپیان.....پخش تصویر شما از تلویزیون های جهان

و ده ها جوایز متنوع دیگر کافی است یکبار به اب های ایران تجاوز کنید!

 

 ***************

به خاطر بارش بارون های این چند روزه اضافه گردید:

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف يار

داد و بيداد از اين روزگار

ماهو دادن به شبهای تار      ای بارون

ای بارون    ای بارون     ماهو دادن به شبهای تار      ای بارون

بر کوه و دشت و هامون ببار     ای بارون

ببار ای ابر بهار

ببار ای بارون ببار

با دلم گريه کن خون ببار

در شبای تيره چون زلف يار

بهر ليلی چو مجنون ببار           ای بارون

دلا خون شد  خون ببار

بر کوه و دشت و هامون ببار

به سرخی لبای سرخ يار

به ياد عاشقای اين ديار

به کام عاشقای بی مزار     ای بارون

ببار ای بارون ببار

با دلم گريه کن خون ببار

در شبای تيره چون زلف يار

بهر ليلی چون مجنون ببار      ای بارون

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف يار

داد و بيداد از اين روزگار

ماهو   د ا دن  به شبهای تار   ای بارون

                           -----------------------------------

ترانه ی محلی خراسان

آلبوم : شب ،  سکوت ، کوير

استاد محمدرضا شجريان

/ 70 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساروی ريکا...///

اين ترانه که اينجا نوشته مادر خانومی از اون کاستهايی ست که خيلی بهش گوش ميکنم ...هيچوقت هيچ نوع موسيقی نميتونه جای موسيقی اصيل ايرونيس رو برام پر کنه چون استاد شجریان و استاد پریسا ......البته فريدون و فرهاد جای خود دارند. ناز بانو دل عمو خیلی برات تنگ شد ...منم خيلی دوستت دارم ..سنتور هم که ميزنی .گود فر يو ناز بانو همنوازی با ضرب دوست داری ؟ يا با ديگ و قابلمه .؟ ..انشااله يه روز شاهد نواختن سنتور ت از نزديک باشم ...اهورمزدا نگهدارت ...خاک پات عمو مهرداد ...///

شيرين

سلام من اپم.... پريسا رو ببوس...

حسن

سلام... وبلاگت عالی و مطلبتون خوندم تبادل لينک اگه موافقی بهم خبر بده ممنون ميشم فعلا

حميدرضا

سلام. اولا سال نو مبارک. دوما مثل خواهر زاده های من تو يه وقت همه ديوارهای خونه رو ماژيک پفی نکشی ها سوما کار خيلی خوبی کرديد که مهدش رو وقتی ديديد خوب نيست عوض کرديدچهارما بابا يه راهنمايی ديگه برای پيدا کردن ماشينتون توی عکس به ما بکنيد پنجما اس ام اس و شعر جالبی بود ...به روزم... منتظر تم...شاد و پيروز باشيد همه خانواده تون

من

ترجيح ميدم نشناسی.هر چند مطمئنم اصلا منو يادت نيست

پرنده آتش

چه خانمي شده اين عروسك به پا مامان خانمي كار يه دفعه ميشه

حسين(کيميا)

وای چه شعری، عاشقشم.سپاس ببار ای بارون ببار با دلم گريه کن خون ببار در شبای تيره چون زلف يار بهر ليلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شد خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار به سرخی لبای سرخ يار به ياد عاشقای اين ديار به کام عاشقای بی مزار ای بارون پريسای رو هم ببوس

دختر باران

نوشتن را تا بعد از کنکور کنار گذاشته بودم دريغا که نميدانستم داغ رفتنش چنان بر شانه هايم سنگينی ميکند که مجبورم بنويسم ...

آمينا

سلام سلام ای جان دلم که چه طنازی شدی و تو من بی خبرم دلکم .....مامان پروانه و بابا رضا عيدتون مبارک ...... باور کن دلم يک ذره شده بود ببينم اين جوجه نانازی من چه شکلی شده .................................... اميدوارم امسال سالی پر از شادی و سلامتی و سرافرازی واسه شما باشه و خنده های هميشگی اين جوجه شيرين روز به روز گرمی زندگيتون را بيشتر کنه . ايشالا . تو را من چشم در راهم .