توی آیینه دلش نگاه کرد.جای یک زخم کهنه و قدیمی..به اندازه یک دشنه..عمیق ..<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

تو فکر بود..تو فکر اینکه  دشنه بعدی را کی می خواد روی همین زخم قبلی بخوره…

خونده بود تو علم هومیوپاتی هر چیزی را با آنچه که به ضررشه معالجه می کنند..

فکر کرد....برای درمان این زخم کهنه نباید به دنبال مرهم بگرده..باید یک زخم دیگه

بیاد و درد قبلی رو تسکین بده...زخم دوباره به سوزش افتاد.....لعنتی.......مسیر

 این اشک های شور  هیچ وقت  تغییر نمی کنه....هیچ وقت.....هیچ وقت*

 

        

 

پریسا.......مامان جون یک شعر بخون...افرین دختر گلم....

 

یک توپ دارم..................................؟ قلیه!

سرخ و سفید و................................؟آبی

می زنم زمین...................................؟ هوا

نمی دونی تا ....................................؟ کجا

من این توپ رو.................................؟ نآشتم

بابا بهم.............................................؟ دی داد

یک توپ..........................................؟ قلی داد!!!!!!!!!!!!

 

آفرین دختر گلم....حالا یکی دیگه بخون...

اند و نبات.....

شکولتاتی.....

شیرینی.....

می شینی!!!!!!!

آفرین.........!! (حتما فهمیدین این کدوم شعره نه؟)

تو مثل قند و نباتی.....شکلاتی شکلاتی......عسلی یا که شیرینی....که به دل اینطور می شینی!

 

بازم بلدی گلم؟؟

کیه کیه......منم منم مامان بزی!!!!!

آفرین مامان جون این که گفتی خلاصه داستان شنگول منگول بوده حتما!!!!!!!

****************************************************

 

نیت حافظ برای خاله مینو:

طالع اگر مدد کند دامنش اورم به کف.....گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف

ابروی دوست کی شود دستکش خیال من....کس نزدست ازین کمان تیر مراد بر هدف

 

نا امیدی....به دنبال کمک بخت و طالعت هستی.از ادمهای دور و برت  خسته شدی...از محبت به آنها دلسردی.به همه کس و همه چیز بدبین شدی....به خدا توکل کن..حتما کمکت می کنند.....در انتظار یک خبر خوب هستی......تا کمی خوش بینانه به قضایا نگاه نکنی این خبر  را نمی شنوی!! مینو جونم.........راست گفتی انگاری  حسابی  حال  و روحیه ات درسته درسته....

 

/ 96 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
از طرف شايا

نگو مى‏ارزه كه برى...... برى و تنهام بذارى...... برى و اين همه بلا...... تو به سرِ من بيارى.....

از طرف شايا

واسه من باورِ حرفات...... برام عادت به دروغات..... ديگه سخته، ديگه سخته.... تو نگات باهام غريبه‏ست... موندن اينجا توى چشمات... ديگه سخته، ديگه سخته...

از طرف شايا

از تو گفتن، از تو خوندن... دل سپردن، دل سوزوندن... ديگه سخته، ديگه سخته...

::. قاصدک .::

سلام خانومی گلم ... من به روز شدم .... منتظرتم باشه ؟؟؟؟

sayeh

سلام خانمی.چه نی نی نازی .به منم سر بزن خوشجال ميشم.

مامان مریم

ناز بشه این دخترت مادر خانومی. خوش به حالت که برات شعر می خونه

پدرام

سلام دوست عزيز...به قول هدايت تو زندگی آدم يه زخم هايی هست که مثل خوره روح ادم رو می خوره...واسه همينه کسی که زخم داره هيچ راه بهتری پيدا نمی کنه جز اينکه باز به خودش زخم بزنه{علم هوميوپاتی}...واسه همينه اونی که روحش پر از اين زخم ها و دردهاست تو باتلاق درد فرو ميره نه تو دريای خوشبختی{من منظورم استثنا ها نيست}..من درد رو ديدم...نه تو وجود خودم...ولی ديدم کسايی رو که چه جوری کشيده شدن پائين...از اون به بعد که به خودم اجازه نميدم به فرو رفتن يه خار بگم درد...شاد باشيد...راستی اون بار يادم رفت که بگم چقدر عاشق بچه ام ...خدا براتون حفظش کنه....يا علی

پدرام

راستی يه چيزی...يه بابايی بود که می گفت کلمات حرمت دارن نمی شه همه جا خرجشون کرد... در مورد اينکه درد و زخم نشونه سختی و بدبختی نيست...يا درد رو نچشيديد و نديده...يا استثناست...ولی حرف من رو کسی می فهمه که درد واقعی رو ديده باشه...خيلی ها هستن که تموم شدن شکلات تو دستشون براشون درده...اميدوارم منظورم رو فهميده باشيد...يا علی

sara

وايييييييييييييی مادر خانومی اين دخمل قشنگت دلم و برده ..................

sara

ببين اين دخمله که از شاپره قشنگ تره چه جوری دلم و می بره .............. بوسسسسسسسسس واسه پريسا جونی جونی خانوم خانومای خوشمل