خسته ام و کلی کار نکرده در انتظارم است. پریسا هم افتاده رو دنده شیطنت و ...

خلاصه از کوره در میرم و یک  جیغغغغغغغغغغغغغغغ بلند می کشم و نزدیک است که

بزنم اش!18.gif

در همون حالت پریسا با ارامش به چشم های من نگاه کرد و گفت:

مامانی قربونت برم یک کم خودت را کنترل کن عزیزم!!!!09.gif

شما  جای من بودید چه عکس العملی به خرج می دادید؟؟؟19.gif

************************

توی  سوپر مارکت:

پریسا: مامان می تونم یکی از آدامس باربی ها  را بخرم

مامان: نه43.gif

پریسا: خواهش می کنم.. فقط یک دونه

مامان: نه23.gif

پریسا: مگه پول نداری؟

مامان: نه43.gif

پریسا:تو برام اینو بخر پول اش را تو خونه بهت می دم!

مامان: از کجا می اوری؟13.gif

پریسا: از تو قلک ام

مامان: باز نمی شه کلید اش گم شده40.gif

پریسا: نه خیر کلیدش تو دسته کلید های ات هست. من می دونم تا حالا چند بار هم باز اش

کردم . کلی هم  پول دارم.. این همه...(( با دستش نشون می ده))06.gif

مغازه دار: خانم این دختر شما چندساله است؟؟ زنده باشه عجب سر زبونی داره

مامان: ۴ سالشه

پریسا: نخیر ۵ سال دارم35.gif

مغازه دار: حالا این دفعه مهمون ما این ادامس را من بهش می دم49.gif

مامان: خیلی ممنون ..اما نمی شه ..عادت می کنه هر چیزی که بخواد باید برای اش خرید

پریسا (بغض کرده): من را می ذاری مهد می ری سر کار که پول در بیاری برای من

هر چی خواستم بخری.12.gif

مامان: مامان جون تو ماشین پژو با یک خونه اسانسور دار می خوای. اگه من برای این ادامس

و .. پول خرج کنم که دیگه نمی تونم اونارو برات بخرم12.gif

منطق ام انگاری موثر واقع شد و لبخند رضایت بر لبان اش نقش بست.و خوشحال و راضی

از مغازه اومدیم بیرون

توی خانه وقتی پلاستیک خرید هارو باز کردیم برق از چشمان پریسا......

چند لحظه بعد آدامس باربی در دستان پریسا بود.08.gif

*****************************************

توی خانه:

بابارضا از سر کار اومده...با بوسه ای خستگی را از تن

پدر خانواده خارج می کنم  اما ناگهان با صدای غر غر  پریسا 14.gifمواجه می شویم:

اه...اصلا دوستتون ندارم.. من هم بزرگ شدم می روم یک مرد انتخاب می کنم و

می روم بغلش می کنم و اصلا هم بغل شما دو تا نمی ایم!39.gif

،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

پ.ن:

ممنون ام از لطف و محبت همه دوستان ...تولد پریسا ۸ بهمن است انشاله

سر تاریخ خودش اپدیت خواهد شد.

6p4fz0h.jpg

/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خرهاعمردرازدارند!

ممنون از لطفتان خدا پريسا وبابايش را برايتان حفظ کند من هنوز چاله را امتحان نکرده ام انشاا..در اولين فرصت!!

شری

وای موش نخوره زبون اين دخمل نازنينت رو ماشالله!!!

نرجس

موش بخوره این دختره ناز نازی را......

ساناز

سلام با وفا ...تولد پريسا ما رو فراموش نکنی

ساناز

اين جريان مرد گرفتن پريسا کلی منو خندوند

من گذشته من

سلام خوب هستيد پريسا جونمم که خوبه قربون ا.ون سر زبونياش بشم انشالله ميام ميخونم خيلی دلم برای همه دوستان تنگ شده دلم گرفته برام خيلی دعا کنيد مخصوصا تو اين ايم محرم

سارا

ماشا... به اين خوشگل خانوم بلبل زبون ماه این جیگرک ما از حالا تصمیم داره یه مرد واسه خودش انتخاب کنه

فيروزه

سلام ... خوبی؟‌ من هنوز ياد کار خودم می افتم از خنده روده بر ميشم پريسا کيک رو بريد ... اما camera woman حواسش نبود که فیلم بگیره حالا خوب شد دو تا کیک گرفته بودیا

فيروزه

راستی لينگ وبلاگ پارميدا و وبلاگ مامانش رو بهم ميگی؟! لطفاْ