جواب تست روانشناسی

تحلیل تست :

 

در این داستان هر کدام از شخصیت ها خطایی انجام دادند و برای انجام خطا هم انگیزه ای داشتند. در واقع همه ما انسانها وقتی کار خطایی را انجام میدیم حتماً انگیزه و بهانه ای داریم که برای خودمان توجیه شده است و گرنه آن خطا را انجام نمیدادیم. اینطور که نگاه کنیم، میبینیم که هیچ خطایی وجود ندارد چون هر کسی برای انجام کارهایش دلیل و توجیهی دارد و از نظر خودش کار درستی است، وگرنه انجام نمیداد. خوب چهار شخصیت داستان خطاهای زیر (از نظر عرف یا دین یا ... ) را با انگیزه های ذکر شده انجام داده اند.

 

     زن : خودفروشی کرد بخاطر عشق

 

     قایقران : به زن کمک نکرد بخاطر پول

 

     مردپولدار: به زن پیشنهاد و تجاوز کرد بخاطر شهوت

 

     شوهر : با زن برخورد نامناسب کرد بخاطر غیرت

 

حالا شما هر کدام از شخصیت های فوق را که بی گناه تر بدانید، یعنی انگیزه فرد برای شما دارای اهمیت بیشتری است. مثلا کسی که زن را بی گناه تر بداند یعنی برای او عشق داری اهمیت بیشتری است. پس اگر مثلا کسی پاسخ دهد که: مرد پولدار، شوهر، زن و قایقران (به ترتیب از گناهکار به بی گناه )برای او بترتیب: پول، عشق، غیرت و شهوت دارای اهمیت بیشتری هست.

 

پانوشت:

واقعا یک لحظه فکر کن. سر یک همچین قضیه ای نظرات چقد متفاوته اونوقت ما چطور به خودمون اجازه میدیم که در مورد هر مسئله ای قضاوت کنیم و نظر خودمون را محق بدونیم.  من  تقریبا جواب  اکثر کامنتای اون اپدیت را نوشتم. اگه نظر خودمو هم میخوان

بدونید اینطوری بود: عشق شهوت غیرت پول!!!

البته این تست به محیط سنتی جامعه ما نمیخوره و شاید به همین دلیله که خیلی ها

زن را مقصر اول می دونستند!!

/ 6 نظر / 7 بازدید
نسیم

نظر همه رو خواستی تحلیل هم کردی دستت درد نکنه . اما نظر خودت چی ؟ برامون نمیگی خودت چی فکر می کنی ؟

حسین طاهری

از نگاهم به قضیه و از دیدگاه و نظرم و نتیجه اش راضیم[نیشخند]

سولماز

ولی من یه چیزی رو بگم ! این تست روانشناسی فکر کنم یه زن طراحیش کرده !! چون اگه زن مقصر اصلی بدونیم ... عشق آخره ! [سوال] و یه جوری تنظیم شده که زنو بزاریم مقصر آخر تا عشق واسمون بیاد اول !!! میگم اگه حالا جای زن و مرد رو در داستان عوض کنیم چی ؟؟؟؟ یعنی زن بره به شهر و مرد تو جنگل ؟؟؟! آیا مرده اجازه داره با یه زن باشه تا پول قایق در بیاد ؟؟[نگران] قضیه بو داره !

بهداد

سلام خوب هستید گفتم احوالی بپرسم