سلام  به همه خاله ها07.gif ..دايی ها.13.gif. عمو ها03.gif..که با محبت خودشون


بی معرفتی ها و ناملايمتی های اين زندگی ماشينی رو از ذهن   ادم بيرون


می ارن!35.gif


توی اين اپديت يک فلش بک داريم به حادثه کوی دانشگاه!!!!!!!16.gif نه بابا به خدا ما هيچ کاره بوديم33.gif..........ولی به خاطر اين حادثه  من و اقای پدر ۲ يا ۳ ساعتی تقريبا بازداشت بوديم!!! چرا؟؟ خب  الان تعريف می کنم:


يکی بود يکی نبود


زير گنبد کبود....يک مادر خانمی08.gif بود با يک اقای پدر07.gif ........ اين دوتا بلاخره ستاره های بختشون با همديگه طلوع کرد و به تور هم خوردند و بعد  ۶ ماه انتظار و.... بلاخره به عقد همديگه درومدند30.gif...........


چند روزی از عقدشون که گذشت  حادثه کوی دانشگاه يش اومد02.gif.. شب بعد از اين حادثه..مادر خانمی وسايل پيک نيک رو اماده کرد و با اقای پدر تشريف بردن گردش.05.gif خلاصه شام رو توی يکی از پارکهای تهران خوردند و يک چای مشتی هم روش ........و حدودای ساعت ۱۱ بود که تصميم کرفتند برگردند.....اخه بابا بزرگ پريسا22.gif اعلام کرده بودند هر کجا می رن ساعت 02.gif۱۱.۳۰ شب بايد مادر خانمی در منزل خودش تشريف داشته باشه.......


خلاصه....اقای پدر هم از ترس پدر زن عزيز!!!!!!26.gif تخته گاز به سوی منزل نازنين همسر حرکت کردند که بد قول نشن.. و در عين اين رانندگی به حدی محو سخنان و احساسات زيبای مادر خانمی شده بودند24.gif که ايست ماموران گشت رو نشنيدن.......البته مادر خانمی هم که اصلا اون مامور رو نديده بود!!!!!!


 


خلاصه...ازونجايی که فقط۱ شب ازون حادثه می گذشت مامورين شک می کنن و با يک ماشين گشت و ۴ تا مامور مسلح می افتن دنبال ماشين اقای پدر .......12.gif


ماشينشو تقريبا هم سطح ماشين اقای پدر می رسونن و با سر و کله اشاره می کنن که بزنين کنار..ولی مادر خانمی احساس کرده بود که اينا ۴ تا جوونن که دارن با اقای پدر کورس می ذارن!!! 09.gifاخه هم ماشينشون پلاک شخصی بود هم سرنشيناشون لباس شخصی.......


اقای پدر هم دست فرمونش گل می کنه و ياد جوونی هاش!!!25.gif می افته و  چشمتون روز بد نبينه.......با سرعت ۱۷۰ تا11.gif ازشون جلو می افته......چيه؟ دارين فکر می کنين ماشينمون چی بوده اون موقع؟؟


خلاصه دقيقا صحنه عين اين فيلم های پليسی شده بود....بلاخره نزديک  چهار راه مامور ها يک دفعه ماشينشونو به شکل اريب جلوی ماشينمون سد کردن......و به سرعت پياده شدن12.gif.....و اومدن طرف ماشين...12.gif


مادر خانمی و اقای پدر با ديدن کلاشينکف های مامورين تازه فهميده بودن چه دسته گلی اب دادن!!!!!26.gif


 از شانس کارت ماشين اقای پدر هم همراهش نبود17.gif.......حالا بيا درستش کن!!


.........خانم اين اقا چه نسبتی باهاتون دارن؟؟12.gif


اينجا بود که مادر خانمی يک دفعه يادش افتاد که شناسنامه هاشون همراهشونه13.gif....و اونو به عنوان مدرک نشون اقای مامور برج زهر مار داد...


خلاصه....مثل اينکه گزارش داده بودند به مرکز!!!!!!! که يک ماشين مشکوک به اخلال  را پيدا کردندو گفتن که ديگه پرونده نوشته شده و بايد تشريف ببرين پايگاه گشت!!!!!!!!! مامورا گفتن اگه ۲ دقیقه دیگه طول می کشید شلیک می کردن!!!!


سرتون درد نياد........۳ ساعتی توی اون مرکز علاف شدن..تا بلاخره به قيد ضمانت ازاد شدن..28.gif.و جريان اين بازداشت تا چند روز نقل خانواده هاشون شد


البته باز داشت که نه.توی حياط اون مرکز بودن و اجازه خروج ازونجارو نداشتن..26.gif


از همه ديدنی تر.....قيافه پدر مادر خانمی بود که ديگه خودتون می تونين تصورشو داشته باشين!!!!!!!!17.gif


خب ديگه.....قصه ما به سر رسيد کلاغه به خونه اش نرسيد.........


 


نتيجه اخلاقی:


 بعد از اين حادثه های اجتماعی با نامزدتون يک نيک نرين!!!!!!


کارت ماشينو حتما به همراه داشته باشين!


در حين رانندگی ..حواس راننده را با حرفهای پروانه ای و رومانتيک پرت نکنين!


هميشه شناسنامه هاتون همراهتون باشه!


يک چند تا شکلات هم تو کيفتون داشته باشين برای مواقع افت فشار!!!!!!


شاد باشين..............دوستتون داريم

/ 113 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
parastoo

دلم از اين خوشبختی ها خواست/

hmfarshad

وا. چه معنی داره شما يه‌شب بعداز يک عزای ملی رفتين پيک نيک؟ آيا تا حالا به خارجه رفتين؟ شما کجای دنيا ديدين که پليس لباس کسی‌رو بپوشه؟ در ممالک جديده به‌منظور رعايت اصول بهداشتی و جلوگيری از گسترش و شيوع بيماريهای خاص معمولاْ نه‌تنها پليس بلکه همه آحاد جامعه لباس‌های خودشونو می‌پوشن. يعنی حتی پليس اونهايی‌روکه لباس ديگران رو می‌پوشن دستگير ميکنه و می‌برنش کلانتری. اگه بگيرن واويلا. اگه ببرن واويلا. همه اينارو ميدونين؟ پس چطور ازينکه ديدين يه پليس لباس شخصي پوشيده جا خوردین؟ خوب پس انتظار داشتين بياد لباس منو بپوشه؟

hmfarshad

اونجا حس کنجکاوی من‌هم بارور شد. واقعاْ ماشينتون چی‌بوده؟ نکنه می‌خواين بگين ماکسيما؟ *بابا سکه و پول و اسکناس چاره کار آدماست * خونه‌ت کجاست؟ ماشينت چيه؟ فهم و شعور باد هواست* پيتزا می‌خورم و لازانيا. بيف‌استروگانف و آب پرتقال* گاهی توی حموم آواز می‌خونم* دور از جونت عین شغال* ...* چيه؟ من‌که نمی‌تونم اينجا کنسرت بدم. خوشتون اومده برين نوارشو بخرين گوش کنين.

hmfarshad

راستی اول می‌خواستم از حضورتون و بويژه دعوت گرم و صميمانه‌تون تشکر کنم. مخصوصاْ که اول‌از همه تشريف آورده بودين. دوم می‌خواستم بپرسم که بالاخره بقيه‌شو خوندين؟ سوم قصد داشتم بپرسم چيزی‌هم دستگيرتون شد؟ يعنی اصلاْ متوجه شدين چی‌می‌خواستم بگم؟ تو رو خدا شدين؟ چهارم‌هم اينکه اگه شدين (يعنی متوجه شدين) به‌اوناييکه متوجه نشدن يه ندا بدين که بابا منظورش اين بوده. اون نبوده. منظورم از پنجم‌هم اين بود که خيلی ببخشيد دير خدمت رسيدم جهت سپاسگذاری. می‌دونين که هوا بارونی و دلگير بود. جبران می‌کنم. ششم اينکه آرزو می‌کنم از جمع کوچک خوشبختی‌تون نهايت لذت رو ببرين و افق‌های بازی به‌روی کمال پيشاپيش ديدگانتون متجلی بشه که نعمتی بيکران و لايتناهيست. اگرهم بيش‌از حد شوخی کردم ببخشيد. دلم گرفته‌بود. تا دوباره.

Ali_همسفر عشق

چه عذاب بزرگی است/ وقتی که من تمام تنهايی را/ به دوش می کشم/ و سخت ترين لحظه های انتظار را / با شکيبايی خود قسمت می کنم. آرزوی محالی ست/ درک دستهای تو/ از انتهای تنهايی ستاره های چيده شده/ و سفره های خالی احساس/ که مهربانی سايه ها/ رنگينش کرده است/ تو حتی/ از فکر اين عذاب هم عاجزی/ و من هر روز/ تحليل می روم ....//سلام حالتون خوبه..ایام به کام.همسفر عشق بر اساس یکی از بحث های امروزی اپدیت شد.خوشحال میشم نظرتون بدونم..موفق باشی و شاد////دلم برای این پریسا کوچولو میسوزه که اگر مامانیش بخواد به حرف همه گوش کنه و به جای همه ببوسنتش چی میشه وای..بد قول نیست مامانیش به جای منهم..//تا بعد.یــــــاحــــــــق

کمند

سلام خانمی خودم ۰۰ پروانه جونم از اينکه مرتب حالمو پرسيدی بی نهايت متشکرم ۰۰ قربونت برم ۰۰الهی پريسای گلم رو هم ميبوسم خانمی ۰۰ اخرش نگفتی اون شب کی حالتو گرفته بود ۰۰ حال منو اين آقا فرشاد گرفته بود ۰۰همينی که مياد نمک ميريزه ۰۰ بعدشم چندتا از اين ارازل و اوباش که از ترس اشکار شدن هويتشون چونکه شجاعتشو ندارند پشت نقاب نا آشنائی ميان و هی بار ادم ميکنند من که ميدونم کيا هستند ۰۰ بگو اگه دل داری بی نقاب بيا جلو حرفت رو بگو ۰۰ از حسادت دارن ميدقند ۰۰ د اگر خيلی حاليتون ميشه ده خودتون رو بپائيد ۰۰ پروانه جون همشون دقيدن چرا من با همه دوستم و همه رو دوست دارم ۰۰ چش ديدن ندارند ۰۰ پروانه تصميم گرفتم به کوری چشم همشون هم که شده بيشتر قربون صدقه دوستام برم ۰۰ ترو کی اذيت کرده بود ۰۰ بی خيال همشون ۰۰ پروانه خانمی به خدا با تو يکی خيلی راحتم ۰ يه حس خوبی بهت دارم ۰۰ تنهام نزار ۰۰ بعضيا رو هم نصيحت کن اينقدر نرن مزه بريزن تو اين وبلاگ های دخترونه ۰بهشون بگو کمند حسود هااااااااااا۰۰ قربونت برم ۰۰ پروانه ميخوامت

mehrdad

ای عجب پريسا جون . الهی عمو قربونت بره ...ترو کی باز داشت کرد؟ ...خوب اينو خودت بهتر ميدونی که مادر خانمی حواسش نبود . وگرنه کار به اينجا نمی کشيد بازهم خدا را شکر که بخير گذشت . ببينم راستی راستی داری عمو مهرداد خودتو معروف ميکنی . تو ليست لينگ جای خوبی بمن دادی عمو جون .. باور کن خيلی شرمنده توام . قربون معرفتت عمو جون ....فدای اون خنده هات عمو جون ...من ديگه چه جوری تشکر کنم نميدونم . ولی مثل اينکه سعادت ندارم با هات چت کنم ولی اينو بدون که هميشه بيادت هستم و فراموشی تو بر عمو مهرداد حرام باد . خاک پات . عمو مهرداد ...///

mehrdad

قدم ميزدم / در کوچه باغ عشق / هرچه رفتم پايان نبود . هر چه رفتم اغاز بود / قدم ميزدم در کوچه باغ عشق / و نبض زمين را . در گلهای شقايق باغ قلبت احساس ميکردم . اری که اين شقايق ها ی خانه دل تو بود .... که هرگز نمردند . که هرگز پژمرده نشدند . و من هميشه نسيم عشق را . از درون باغ حس خواهم کرد / قدم ميزدم در کوچه باغ عشق و هر چه ميرفتم پايان نبود . هر چه رفتم اغاز بود .... (عطا ضميری / خاک پا / مهرداد ...///

بهزاد

چقدر پيغام. خوش بحالتون!

parisa

salam b ema ham sar bezan khoshahl misham parisa ro ham ye mache gonde bokon